سرزمين پهناور ايران كه از گذشته های دورمهد علم، فرهنگ و تمدن بوده است، دررديف کهن ترين تمدن های جهان قراردارد. ايران چهارفصل بی همتايی است درميان سه دريا و گذرگاهی به سوی اقيانوس ها با دشت های گسترده، رودهای فراخ و کوه های سربلند پوشيده ازبرف در زمينه فيروزه ای آسمان.

اين سرزمين بی همتا خاستگاه نخستين انسان های دانا با قدمتی چندين هزارساله است. آريايی ها، اولين شعبه متمدن جهان بودند كه دراين سرزمين كم نظيرسكنا گزيدند و به خدای يگانه ايمان آوردند. اولين دولت جهان درفلات مركزی ايران تشكيل شد و تنها امپراتوری منسجم جهان2500 سال پيش به عنوان مقبول ترين امپراتوری دراين سرزمين برپا شده است. منشورحقوق بشری كه سر سلسله امپراتوری هخامنشی (كوروش كبير) در آن زمان تدوين كرد از منشورامروزی حقوق بشر سازمان ملل پيشرفته تر. و انسانی تر است. اغراق نيست اگر ايران را سرزمين "اولين ها" و "ترين ها" بناميم. قديمی ترين شهرهای جهان, مفصل ترين كتيبه ها, بزرگ ترين بناهای جهان، نامی ترين عارفان و شاعران, اولين قوانين اجتماعی و.... همه درايران وجود دارند. دراين سرزمين كهن، زبان, كتابت و زبان سانسكريت - كه به تحقيق منشاء تمامی زبان های دنيا است- زاده شده وكمال يافته است.

ايران كه به موزه ای بزرگ با اقليمی چهارفصل می ماند، بنيان های بسياری از ضرورت های اساسی زندگی بشر از ديوان سالاری گرفته تا امور كشوری و لشگري، زبان وكتابت تا معماری و هنر،عرفان، موسيقي، نقاشی و شعرتاعلوم وفنون مختلف را پايه گذاری كرده است كه برخی از آن ها هم چنان پا برجاست. به اعتقاد محققان صاحب نام، خاستگاه فنون كشاورزي، فلز كاري، سفال گری و مبانی انديشه های دينی و فلسفي، خط،
علم اعداد، نجوم و رياضي، خاور ميانه و خصوصا فلات ايران بوده است.
|
مکان های دیدنی و تاریخی
تنوع جغرافيايي، تاريخ کهن و فرهنگ غني ايرانيان با همه فراز و نشيب هاي تاريخي خود، به قدري در طبيعت، شهرهاي قديمي، آثار باستاني و بناهاي تاريخي نمود دارد که ايران را از نظر جاذبه هاي تاريخي، طبيعي و توريستي دررديف ممتازترين کشورهاي جهان در آورده است. ايران آميزه اي از ميراث هاي فرهنگي باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه اي به قدمت آغاز تاريخ تمدن و فرهنگ انسان دارد. آثار تاريخي بازمانده از دوره هاي مختلف زندگي انسان در فلات ايران در كنار چشم اندازهاي طبيعي متنوع كرانه اي، كوهستاني، بياباني و كويري همراه و هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراث هاي مذهبي و فرهنگي، مجموعه اي از انگيزه هاي گوناگون براي ديدار از ایران فراهم می سازد.

چشمه سارهاي زلال، باغ هاي متعدد ميوه و گل، كوچ كاروان هاي عشاير در فصل هاي گوناگون، شب هاي پرستاره، پستي ها و بلندي هاي پايان ناپذير، آتشفشان هاي خاموش و پوشيده از برف، جنگل هاي انبوه شمال و غرب، رشته كوه هاي البرز، غارهاي كم نظير، كرانه هاي درياي مازندران، تفريح هاي آبي روي خليج فارس، جزاير زيباي حاشيه خليج فارس، كويرهاي منحصر به فرد، رودخانه هاي خروشان و با طراوت، آبشارهاي طبيعي، درياچه هاي گوناگون، تالاب ها، هامون ها و... تنها بخشي ازچشم اندازهاي طبيعي كشورايران هستند. چهارفصل بودن ايران از منحصر به فردترين ويژگي هاي طبيعي اين كشور است. در اين كشور در يك زمان و در حالي كه در سواحل جنوبي مي توان به ورزش شنا و اسكي روي آب پرداخت در همان زمان در كوهستان هاي شمال غرب؛ بايد از پوشش خاص زمستاني استفاده كرد وبه اسكي روي برف پرداخت. دراين كشور هم زمان كه كرانه هاي ساحلي شمال از هواي دل پذير بهاري برخوردارند؛ كوهستان هاي مركزي چهره اي پاييزي، سواحل جنوبي چهره اي تابستاني و كوهستان هاي شمال غرب چهره اي كاملا زمستاني دارند و درهمين زمان شدت گرما در كويرهاي فلات مركزي ايران انسان را مي آزارد. جاذبه هاي طبيعي ايران از غناي منحصر به فردي برخوردار است كه جز با ديدن اين جاذبه ها حق مطلب ادا نمي شود. ايران از معدود كشورهاي جهان است كه از نظر طبيعي؛ جاذبه هاي كوهستاني، جنگلي، ساحلي، كويري و تپه ماهوري را يك جا به نمايش گذاشته است و به
موزه اي طبيعي و چهار فصل تبديل شده است.

موجوديت تاريخي ايران نيز سبب شده که اين خطه از زمين؛ يادگارهاي با ارزشي از دوره هاي مختلف تاريخي دردل خود داشته باشد. وجود بيش از يك ميليون اثر تاريخي و باستاني در اين كشور گواه غير قابل انكاري براي شايستگي عنوان ” ايران موزه هميشه زنده دنيا” است. مسجدهاي قديمي با ارزش معماري فوق العاده، کاخ هاي تاريخي با معماري بي نظير، آتشکده هاي باستاني، باغ هاي باشکوه، کاروان سراهاي تاريخي، خانه ها و عمارت هاي قديمي با معماري خاص کوير با بادگيرهاي منحصر به فرد، معماري كوهستاني و ساحلي، پل هاي تاريخي با ساختي کم نظيرهمراه با ديدني ترين بازارهاي شرق؛ تنها قسمتي از ديدني هاي تاريخي كشور ايران هستند که در قسمت هاي مختلف كشور پراکنده شده و نظرفرهنگ دوستان و جهان گردان را به خود جلب نموده است. مجموع آثارطبيعي و تاريخي ياد شده به همراه مردمي خونگرم, مهربان و ميهمان نواز، ايران را در شمار ديدني ترين مناطق گردشگري جهان قرار
داده است. 
|
|
کشاورزی و دام داری
گفته مي شود ايرانيان اولين كشاورزان جهان بوده اند. شواهد غير مستقيمي وجود دارد كه ثابت مي كند دراوايل هزاره چهارم و پنجم پيش از ميلاد اهالي فلات ايران كشاورزان واقعي بوده اند. معلومات كشاورزي اين مردمان از طريق درياي خزر به دره سند و ماورالنهر و بين النهرين منتقل شده است. کشاورزي در ايران از دوران نوسنگي و عصر آهن تا حال حاضر رواج داشته و در دوره هاي مختلف تاريخي ايران فراز و نشيب هاي بسياري را پشت سر گذاشته است. قديمي ترين مرحله زندگي بشر در ايران، تمدن مخصوص و مشخص عصرحجرميانه است كه حدود 10000 تا 12000 سال با آن فاصله داريم و مدارک مربوط به آن توسط محققان درغار مسكوني ‹‹هوتو›› درگوشه جنوب شرقي درياچه مازندران كشف شده و حكايت گر آن است كه حدود شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح؛ كشت غلات، مخصوصا گندم و جو در ايران مرسوم بوده و محصولات زراعي به وسيله داسي كه از سنگ چخماق ساخته شده و لبه اي دندانه دار و مضرس داشته؛

برداشت مي شده است. فلات دامنه هاي زاگرس مناطقي هستند که در آن جا به احتمال فراوان براي اولين بار گياهان و حيوانات اهلي شده و کانون هاي اوليه کشاورزي بنيان گرفته اند. امروزه ايران علاوه بر گستردگي زمين هاي مستعد كشاورزي از مزيت تنوع آب و هوايي بسيار برخوردار است، ولي كمبود نزولات آسماني و توزيع نامناسب آن، محدوديت منابع آب و ناهمواري ها،استفاده كامل از زمين هاي قابل كشت را ناممكن ساخته است. به طور كلي، نزديک به 31 درصد خاک ايران، يعني حدود 51 ميليون هكتار داراي استعداد خوب و گاه متوسط كشاورزي است. هنوز 64 درصد منابع خاک داراي استعداد كشاورزي، بالغ بر 33 ميليون هكتار براي توليد به كار گرفته نشده است. سرزمين ايران از مراتع بزرگ و ارزنده اي برخوردار است که در نواحي شمالي، شمال شرقي و غربي کشور پراکنده شده اند. دام داري نيز همگام با کشاورزي در تمام دوره هاي تاريخي و در همه نقاط ايران رواج داشته و از اركان اقتصادي به شمار مي آيد.
|
|
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
ايران در زبان اوستايي به صورت «ائيريه» ((airya درفارسي باستان« اريه» ((Ariya و درسانسكريت «آريه» آمده است. اين واژه در اوستا هم نام قوم ايراني است و هم به معني شريف،نجيب،نژاده واصيل است. واژه اوستايي «ائيره» درزبان پارتي به آريان(Aryan) و در پهلوي ساساني به اران(eran) تبديل شده است كه تركيبي است از «ار» و پسوند آن كه علامت نسبت است و ايران يعني منسوب به قوم «ار» و نجيب زادگان. همين واژه به صورت «انيران» (aneran) در پهلوي به معني غير ايراني،غريبه و خارجي مركب از an به معناي «اران»(eran) به معني «ايراني» است. درزمان ساسانيان سرزمين ايران به نام «ايرانشهر» شهرت داشته و «ايرانشهري» به معني ايراني است. تاريخ ايران به دو دوره پيش از اسلام كه به ايران باستان موسوم است و پس از اسلام كه از حكومت امويان تا زمان حاضر را در برمي گيرد؛ تقسيم شده است. تاريخ ايران باستان شامل تاريخ اين سرزمين از روزگار قديم تا سال 31 هجري قمري (652ميلادي) يعني سال كشته شدن يزدگرد سوم ساساني و انقراض سلسله ساسانيان است. شاهنامه فردوسي مهم ترين كتاب باستاني قلمداد مي شود كه در بر گيرنده تاريخ اساطيري اين سرزمين است. دراين اثر بزرگ به ترتيب از پيشداديان، كيانيان، اشكانيان وساسانيان سخن به ميان آمده است. پيشداديان كه اولين فرمان روايان ايران به شمارمي آيند، نخستين بنيان گذاران قوانين، سنن، فنون و شيوه هاي كار و زندگي، فرهنگ، سياست، اقتصاد واجتماع بوده اند.كيومرث نخستين كس از پيشداديان و نخستين شهريارمحسوب مي شود. از كيومرث تا منوچهر فرمانروايان تاريخ جهاني هستند و هريک از پيشداديان بنايي نو نهاده و امكانات و فنون تازه اي براي انسان ها فراهم آورده اند. به طوري كه همه آن چه انسان ها در تاريخ دارا بوده وبه كار بسته اند؛ حاصل عصر پيشدادي قلمداد مي شد و هر چيزي پيشينه اي از عصر پيشداديان داشت.

هوشنگ كاشف آتش، واضع آهنگري و بنيان گذارجشن سده است. تهمورث تعليم دهنده بهره گيري از حيوانات و توسعه دهنده كتابت شناخته مي شد. جمشيد فن ساختن پارچه و بنا كردن خانه را به انسان ها آموخت و عيد نوروز را بنا نهاد. عصر طلايي جمشيد با گناه كار شدن او به پايان رسيد و ضحاک ستمگر بر جهان چيره شد. ستمگري ضحاک موجب قيام كاوه آهنگر شد. وي كه «درفش كاويان» را برپا كرد فريدون را به پادشاهي برداشت. فريدون جهان را ميان سه پسر خود تقسيم كرد. به اين ترتيب كه مشرق را به تور،مغرب را به سلم و ميانه جهان را به ايرج داد. سرزمين متعلق به ايرج را به نام او كه در زبان هاي باستاني «ائيريه» است،ايران ناميدند و ساكنان آن را ايراني خواندند اما چون برادران بر ملک و مقام ايرج حسد بردند او را به قتل رساندند. لذا پس از آن جنگ هاي ايران با توران و روم آغاز شد. ديگر دوره جهاني تاريخ ايران به پايان رسيده و عصر تاريخ ملي فرارسيده بود. منوچهر با كمک پهلوانان، ايران را از دست دشمنان مصون داشت. در اين دوران پهلوانان به خصوص خاندان سام مقام و موقعيتي خاص يافتند. پهلوانان ازاين پس نقش مهمي در تاريخ حماسي ايران دارند. سام، زال، رستم و ديگر پهلوانان در برابر دشمنان ايستادگي مي كنند و در پايان اين دوران «كوي ها» در تاريخ پديدارمي شوند و عصر پيشداديان پايان مي پذيرد وپس از آن دوره كيانيان فرا مي رسد. كيانيان تا زمان غلبه اسكندر بر ايران فرمان راندند. جنگ هاي ايران و توران اخبار اصلي اين دوره است كه طي آن پهلوانان هنرنمايي بسيارمي كنند. داستان هاي شورانگيزرستم و سهراب وسوگ سياووش مربوط به دوره كياني است. اعمال پهلواني رستم،اسفنديار،گودرز، گيو، طوس... مربوط به اين دوران است. شاهان كياني از جلوه گري سياسي بيش تري برخوردار بوده اند. در پايان اين جدال ها سرانجام ايرانيان پيروز شدند ولي هجوم دشمن از قلمرو «سلم» در مغرب
يعني اسكندر به عصر كيانيان پايان داد.
بر اساس آثار به دست آمده تمدن هاي پيش از آريايي ها مانند تمدن سيلک در كاشان، تپه حصار دامغان، شهداد كرمان، شهرسوخته زابل با تمدن هايي كه در همسايگي ايران قرار داشته روابط تجاري و سياسي داشته اند. ايلامي ها كه قلمرو آن ها خوزستان و كوه هاي جنوب غرب ايران مي شده ازمهم ترين اقوام قبل از آريايي ها هستند. در اين دوره نخستين شهرهاي بزرگ ظهور يافته اند. اين تمدن به دليل دارا بودن خط اهميت ويژه اي در تاريخ تمدن ايران دارد. خط ميخي ايلامي احتمالا نخستين خطي است كه در ايران رواج يافته و حتي پس از انقراض ايلام نيز استفاده از اين خط رايج بوده است. ايلام وقتي با آريايي ها همسايه شد به سبب تقدم تمدني در فرهنگ و تمدن آريايي تاثير ژرفي برجاي گذاشت. آشورهمسايه غربي ايلام بود كه سبب انهدام تمدن ايلام شد و پارس ها كه در مجاورت ايلام در نواحي كوهستاني غرب فارس (انزان) به سر مي بردند،دستاوردهاي تمدن ايلام را ازآن خود نمودند. آريايي ها دسته اي از اقوام سفيد پوست بودند كه مسكن اوليه آن ها استپ هاي اوراسيا بوده است. اين اقوام به دليل افزايش سرما و كمبود چراگاه مجبور به مهاجرت شدند. دسته اي به مغرب اروپا رفتند كه بعدها ملل يونان و روم را ساختند. دسته اي به سمت جنوب حركت كردند و چون مقصد اصلي آن ها ايران و هند بود به آن ها اقوام « هند و ايراني» نام داده اند. آن دسته ازاين قوم كه در ايران ماندند، خود را «آريايي» به معناي آزاده، نجيب و شريف مي ناميدند. آريايي ها سواركاراني ماهر بودند وشرايط مساعد فلات ايران به آنان امكان ادامه سازمان اجتماعي و شيوه معيشتي را داد. هم چنين اختلاط با اقوام بومي و آشنايي با كشاورزي در زمان هاي دورتر آن ها را كم كم به جوامعي يک جا نشين و كشاورز تبديل كرد. اساس زندگي اجتماعي ايرانيان بر خانواده بود. چند خانواده يک گروه خويشاوند يا عشيره را تشكيل مي دادند كه به سرزمين محل سكونت آنان دهيو (كشور) مي گفتند. به اين ترتيب جوامع و قلمرو بزرگ آريايي ها در ايران شكل گرفت. گروه قبايل ماد در شمال غربي گروه قبايل پارس در جنوب و گروه قبايل پارت در شمال شرقي ايران مستقر شدند. كوهستان هاي غربي ايران محل سكونت مادها بود و در مجاورت بين النهرين قرار گرفته بود. فرمانرواي ماد (ديااكو) دژ هگمتانه را جهت انسجام به مديريت و قدرت خود ساخت. اوج قدرت اين حكومت در زمان هوخشتره نوه ديااكو و سومين پادشاه مادها بود كه توانست سكاها و آشوريان را شكست دهد. «آژي دهاک» آخرين فرمانرواي مادها بود كه نتوانست قدرت را حفظ كند و كوروش هخامنشي با سرنگون كردن او حكومت را به دست گرفت. دولت كوروش به نام جدش هخامنش نام گرفت و درآن مادها متحد پارس ها شدند و ايلامي ها نيز به دليل دارا بودن خط و كتابت صاحب مقام و موقعيتي شدند. داريوش ازعمو زادگان كوروش بود كه پس از مرگ كمبوجيه پسر كوروش قدرت را به دست گرفت و مخالفان را سركوب كرد. او حكومت هخامنشي را تثبيت كرد و با ابلاغ قوانين واحد، ايجاد نظام اداري متمركز، سازماندهي جديد ارتش، تنظيم امورمالي و... پايه هاي اين حكومت را تحكيم كرد. شهرهاي پارسه (تخت جمشيد) محلي براي برگزاري جشن نوروز- اكباتان (همدان) پايتخت تابستاني- شوش ـ پايتخت زمستاني و بابل به عنوان وليعهد نشين از رونق خاصي برخوردارشدند. هخامنشي ها با استفاده از فرهنگ هاي ملل متعددي كه به اطاعت از آن ها گردن نهاده بودند تمدني تركيبي با عالي ترين نمودها به وجود آوردند. اين تركيب را درهنر و معماري مي توان در تخت جمشيد ديد.

هخامنشيان در اداره كشور از تجربيات ايلامي ها و آرامي ها استفاده كردند. آنان از خط ايلامي خط ميخي پارسي باستان را ساختند و از ستاره شناسي و طب بابلي، دريانوردي فنيقي، معماري اورارتويي و... استفاده هاي زيادي كردند كه بر روي هم موجب شكوه و اقتدار دولت هخامنشي شد. ضرب سكه طلايي دريک، تشكيل واحدهاي جديد ارتش از ملل تابعه، تاسيس و توسعه نيروي دريايي،ايجاد خطوط ارتباطي و چاپار و اقداماتي از اين قبيل برنظم و تمشيت امور افزود و در مجموع دوراني در تاريخ ايران به وجود آورد كه مهم ترين دولت تاريخ جهان آن روزگار محسوب مي شد.
جنگ هاي ايران و يونان از مهم ترين حوادث اين دوره است كه در آن گاهي ايران و گاهي يونان به پيروزي مي رسيد. اين جنگ ها نخستين عرصه ناكامي دولت هخامنشي بود. دولت هخامنشي پول و ابزارهاي سياسي بسياري براي تنبيه دولت يونان در نظر گرفت. هرچند اين روش موثرواقع شد و برخي دولت شهرهاي يونان مطيع ايران شدند ولي سرانجام دولت هخامنشي به عقد پيمان صلح با يوناني ها رضايت داد. در زمان داريوش سوم اسكندر با سپاهيان يوناني و مقدوني خود به سرعت آسياي صغير را متصرف شد و سپس در جنگي به سال 331 قبل از ميلاد داريوش سوم هخامنشي را شكست داد و اين دولت مقتدر سقوط كرد. اسكندر پس از فروپاشيدن دولت هخامنشي تصميم گرفت با بهره گيري از ميراث و قلمرو هخامنشيان در مشرق بماند و دولتي براي خود برپا كند ولي پس از درگذشت او متصرفاتش بين سردارانش تقسيم شد و ايران به سلوكوس رسيد و وي كه وسيع ترين بخش متصرفات اسكندر را تصرف كرده بود دولت سلوكيان را در ايران بنا نهاد. در اين زمان حكومت خاندان هاي بزرگ ايراني در پارس و پارت و ديگر نواحي به رسميت شناخته شد و عملا فرهنگ و تمدن ايراني از صدمات خارجي مصون ماند و از سوي ديگر تجارت در مسير جاده ابريشم توسعه يافت. سلوكيان پايتخت خويش را در سلوكيه در مجاورت بابل قرار دادند و در حالي كه نواحي شرقي و مركزي ايران را از دست دادند، سعي در نگه داري ديگر متصرفات خود داشتند. ايالت پارت بيش از همه از دست سلوكيان خارج شد و هشتاد سال پس از اسكندر سلوكيان زير فشار پارت ها از ايران رفته و در آن سوي دجله حاكميت داشتند. در اين دوره هشتاد ساله تاثيرات فرهنگي محدودي برغرب ايران به جا گذاشتند و در پي قدرت يافتن اشكانيان و نيز طلوع دولت رومي ها, سلوكيان نيز از صحنه تاريخ كنار رفتند. اشک اول؛ فرمان رواي پارت ها در سال 245 قبل از ميلاد قيام بزرگي را عليه سلوكي ها بر پا كرد ولي اين لشكر كشي به نتيجه اي نرسيد و اشک اول نتوانست دولتي مستقل كه از آن پس اشكاني ناميده شد، بنيان گذاري كند. آنان در مراحل بعدي پيروز شدند و پايتخت سلوكيه را به مدت يك صد سال تصرف كردند. سلوكيان در شام پايتخت خود را انطاكيه قرار دادند و پس از چندي به دست رومي ها منقرض شدند. دولت اشكاني حدود 476 سال حكومت كرد و به اين ترتيب طولاني ترين دولتي است كه در تاريخ ايران حكومت كرده است. تشكيل مجلس مهستان از مهم ترين دستاوردهاي داخلي دولت اشكاني بود. درزمان پادشاهي فرهاد چهارم (از شاهان اشكاني) كه معاصر با اگوست، امپراتورروم بود؛ حضرت مسيح (ع) ظهور كرد و ده ها سال بعد مسيحيت در آسياي غربي گسترش يافت. آيين بودا نيز در مرزهاي شرقي اشكانيان گسترش يافت. در شرايطي كه آيين هاي مختلف از جمله مسيحي و مهرپرستي و بودايي در ايران دوره اشكاني گسترش مي يافت،آيين زرتشتي نيز حضور داشت. از آن جا كه اشكانيان از «پهلو» در شمال شرقي ايران برخاستند به «پهلوي» نيز موسوم هستند و زبان فارسي رايج در آن دوره را فارسي ميانه مي نامند. زبان فارسي ميانه در دوره ساساني نيز دوام يافت و لذا آن را به پهلوي اشكاني و پهلوي ساساني تقسيم مي كنند. شكل گيري حماسه هاي ملي ايران كه در شاهنامه فردوسي منعكس شده را مربوط به دوره اشكاني مي دانند. اشكانيان در پايان سال هاي حكومتي خود با نارضايتي دو گروه بزرگ رو به رو شدند. يكي طبقه سواره نظام كه ازناتواني اشكانيان در برابر رومي ها ناخشنود بودند و ديگري مريدان زرتشتي كه در شرايط گسترش ديگر اديان،موقعيت دين زرتشت را نامناسب مي ديدند. كسي كه مي توانست اين دو گروه را به يك ديگر نزديک ساخته و براي سرنگوني اشكانيان اقدام كند، اردشير پسر بابک پسر ساسان بود. ساسان موبد معبد آناهيتاي پارس بود و با بک پسرش فرمان روايي پارس را داشته است. فرمان روايان پارس هيچ گاه به درستي از شاهان اشكاني اطاعت نمي كردند. اردشير كه سخت با اشكانيان دشمني مي ورزيد پس از به قدرت رسيدن دست به قيام زد و پس از فايق آمدن براردوان پنجم توانست سلسله ساساني را تاسيس كند. در اين راه موبدان از مهم ترين متحدان اردشير بودند. اردشير به امور آتشكده ها نظم و انتظام بخشيد و توانست در سراسر قلمرو خود وحدت ديني ميان زرتشتيان برقرار سازد. او نظام ملوک الطوايفي را برانداخت و نظام متمركز اداري پرقدرتي ايجاد كرد كه در آن روساي خانه هاي بزرگ صاحب منصب و مقامات عاليه شدند و اشرافيت با قدرت تمام به حيات خود ادامه داد. در زمان شاپوراول وحدت اداري و ارتش مقتدر اين امكان را داد كه رومي ها درهم شكنند اما وحدت ديني با مشكلي اساسي روبه رو شد و آن ظهورماني و آوردن دين جديد (تركيبي از زرتشتي گري و مسيحيت) بود. دراين دوره با ياري يكي از بزرگان ديني زرتشت به نام «كريتر» دين زرتشتي رسمي اعلام شد و آيين زرتشتي مبناي عمل ساساني قرار گرفت و ديگر اديان ممنوع شدند. حكومت بر ايران دست به دست پادشاهان ساساني سرانجام به خسروپرويز رسيد. وي در طي حكومت خود با بهرام چوبين درگيري هاي جدي داشت و سرانجام وقتي بهرام چوبين به قتل رسيد به كمک دولت روم به سلطنت ايران بازگشت. با قتل امپراتور روم كه پدرزن خسرو پرويز بود ايران به روم لشگركشي كرد و فتوحات زيادي به دست آورد. با سامان يافتن اوضاع روم به دست هراكليوس اين امپراتوري به ايران لشكر كشي كرد و پيروز شد. شورش بزرگان ساساني موجب عزل و قتل خسرو پرويز و پادشاهي فرزندش؛ شيرويه شد. اين زمان مصادف با استقراراسلام در مدينه بود. يزدگرد سوم، نوه خسرو پرويز آخرين پادشاه سلسله ساساني توفيقي در حفظ حكومت نداشت و نظام ساساني كه مبني بر طبقات و استثمار مردم بود از درون با مشكلات فراواني روبه رو بود و اين در حالي بود كه دين مبين اسلام با پيام آسماني و حيات بخش خود به مرزهاي ساسانيان رسيده بود.

سپاه اسلام به رهبري سعد بن ابي وقاص دربرابررستم بن فرخزاد فرماندهي كل قواي ايران در قادسيه صف آرايي كرد و نبرد معروف و بزرگ قادسيه آغاز شد و در پايان روز چهارم نبرد؛ درحالي كه سپاه ساساني انگيزه اي براي جنگ نداشت و سپاه اسلام با انگيزه كافي مي جنگيدند، رستم فرخزاد به طرز مرموزي كشته شد و سپاه ساساني درهم شكست. با پيش روي سپاهيان مسلمان به سمت ايران در حدود همدان و خوزستان يزدگرد سوم در نهاوند به مقابله با ايشان پرداخت و جنگ نهاوند در اين منطقه رخ داد. يزدگرد دراين نبرد شكست خورد و به سمت شرق ايران گريخت و درآن جا مورد بي مهري قرارگرفته و براي خواب شبانه به آسياباني پناه برد و آسيابان، پادشاه ساساني را درخواب كشت و دفتر نظام ساساني را براي هميشه فرو بست. بنابراين در پي تهاجم اعراب مسلمان به دولت ساساني در سال 31 هجري قمري ( 652 ميلادي) ودر پي مرگ يزدگرد سوم؛ سلسله پادشاهي ساساني سقوط كرد و با سقوط اين دولت تاريخ ايران باستان نيز پايان
يافت.
قتل يزدگرد سوم مقارن با روزگار خلافت عثمان بود. پس از تسلط اعراب بر ايران حكومت امويان پا گرفته بود. در اين زمان به دليل علاقه جامعه ايراني نسبت به خاندان علي (ع) همواره سخت گيري هاي گسترده اي نسبت به نومسلمانان ايراني اعمال مي شد. اين رفتار خشونت بارامويان، خشم مردم ايران را نسبت به اين خلافت افزون مي كرد و عباسيان را به در اختيار گرفتن حكومت ترغيب مي كرد. عباسيان با وقوف كامل بر گرايش موالي ايراني به خاندان رسول اكرم (ص) و نفرت ازامويان به جاي طرح نام پيشواي عباسي جامعه ايراني را به پيشوايي نامشخص و شعار «الرضا من آل الرسول» فراخواندند. اين شعار نزد ايرانيان مطلوب افتاد و باعث شد موالي كوفه و ساكنان خراسان به دعوت عباسي تمايل نشان دهند و خراسان را به كانون نهضت ضد اموي تبديل كنند. در اين دوره ستم گري هاي خلفاي عباسي و سركوب قيام هاي مردمي آشكار كرد كه عباسيان ايرانيان را وسيله صعود خويش به قدرت قرار داده اند. تاريخ پر فراز و نشيب ايران پس از شهادت حضرت امام رضا(ع) در طوس به دست مامون ادامه
داشت و هم چنان بر ستم گري خلفاي وقت استوار بود.

درهمين زمان بود كه امارت نشين هاي ايراني وابسته به دستگاه خلافت كه جمعي ازخاندان هاي ايراني و ازجمله خاندان طاهري بودند،به وجودآمدند. طاهريان كه خاستگاهشان «پوشنج» بود، صفاريان به رهبري يعقوب ليث سيستاني، سامانيان به رهبري سامان خداه سمرقندي، علويان كه دولتي شيعي را در طبرستان به وجود آوردند،آل بويه كه نخستين دولت شيعي ايران نام دارد و گفته مي شود نسبت آن ها به بهرام گور يا يزدگرد سوم مي رسد،غزنويان، سلجوقيان وتيموريان همگي دولت هايي بودند كه تا عصر صفويه درايران پس از اسلام، زمام امور را برعهده داشتند. نوادگان شيخ صفي الدين اردبيلي با ياري طوايف شيعه قزلباش و به رهبري شاه اسماعيل صفوي در سال 907 هجري قمري نخستين دولت متمركز شيعه را پديد آوردند. صفويان نخستين فرمان رواياني بودند كه به معني دقيق كلمه و پس ازسقوط ساسانيان، باعث تجديد حيات سياسي و حكومتي ايران شدند. تشيع از همين زمان به عنوان مذهب رسمي ايران تعيين شد. شاه اسماعيل در جنگ چالدران مقابل عثماني شكست سختي خورد و مرگ وي در 38 سالگي مانع از ادامه حكومت وي شد. شاه تهماسب پسر وي به قدرت رسيد و پس از آن با ظهور شاه عباس اول حكومت صفوي دوره بحران و بي ثباتي را پشت سر گذاشت. او قدرتمند ترين سلطان صفوي بود و با مرگ وي انحطاط صفويه آغاز شد و با شورش محمود افغان عرصه براي تاخت و تاز افغان ها
فراهم شد. 
نادر شاه افشار توانست افاغنه را شكست دهد و سلسله افشاريه را پديد آورد. جنگ هاي متعدد و خيانت پسرش به وي سبب شد؛ در آخرين سال هاي عمرش گرفتار ناهنجاري هاي رواني شود و بي محابا فرمان قتل افراد را صادر كند. وي سرانجام به دست اطرافيانش به قتل رسيد. از اين اوضاع نا آرام طوايف زند توانستند نهايت بهره برداري را نموده كنند و به قدرت برسند و كريم خان زند به عنوان يكي از عادل ترين حاكمان ايراني بر تخت سلطنت نشست و سلسله زنديه را پايه گذاري كرد. در دوره زنديه نيز ايران دست خوش تحولات زيادي بود و فرمان روايان متعددي بر ايران حكومت كردند تا اين كه بعد از درگيري و شكست لطف علي خان زند؛ سلسله قاجاريه به رهبري آغامحمدخان قاجار شكل گرفت. آغامحمد خان قاجار نيزتلاش وسيعي در تجديد حيات سياسي ايران داشت. او نيزهم چون نادرشاه به دست اطرافيانش به قتل رسيد و جانشين او فتحعليشاه به مدت 38 سال زمام امور ايران را به دست گرفت و در دوره او قسمتي از اراضي شمال ايران؛ آذربايجان، ارمنستان،نخجوان،گرجستان و داغستان طي دوعهدنامه گلستان و تركمانچاي به خاک روسيه پيوستند. محمد شاه سومين شاه قاجار بود كه در دوره 14 ساله حكومت خود در دام نيرنگ هاي انگليس و روسيه افتاد و قائم مقام فراهاني اولين قرباني سياست هاي غلط وي بود. ناصرالدين شاه جانشين وي درهمان آغاز سلطنت؛ اميركبير وزير فرزانه خود را به تيغ جلادان سپرد و گرچه از اين اقدام پشيمان شد وسعي كرد با الهام از اصلاحات اميركبير راهي به سوي اقدامات اصلاح طلبانه بگشايد، ولي شخصيت متزلزل او و مخالفت هاي اطرافيان كهنه پرست او مانع از آن شد كه شاه قاجار گام هاي جدي به سوي پيشرفت بردارد. ناصرالدين شاه توسط ميرزا رضاي كرماني به قتل رسيد و مظفرالدين شاه 45 ساله به سلطنت رسيد كه انقلاب مشروطيت ايران كه مبدا تحولات جديد اجتماعي و مدني بود در دوره همين شاه به پيروزي رسيد.

محمدعلي شاه فرزند مظفرالدين شاه با اغماض انگليسي ها مجلس را به توپ بست اما سرانجام در برابر قيام هاي مردمي از پا افتاد و به روسيه گريخت و احمد شاه نيز كه آخرين شاه سلسله قاجار بود در اوج ناتواني از صحنه حكومتي ايران كنار رفت و مقدمات تاسيس سلسله پهلوي به كمک انگليسي ها با گزينه رضاخان سردارسپه شكل گرفت و وي بر تخت سلطنت ايران نشست. در شرايطي كه متفقين ايران را در سوم شهريور به اشغال خود درآورده بودند و ارتش رضاخان در مدت يک روز متلاشي شد،محمد رضا پهلوي فرزند او با حمايت انگليسي ها و با تلاش محمد علي فروغي به سلطنت رسيد و رضاخان تبعيد شد. در فاصله سال هاي 1320 تا 1332 دربار ايران فرصت هاي مناسب براي تجديد قدرت به دست نياورد؛ اما چون دكتر مصدق دردوره نخست وزيري خود بر ملي شدن نفت پافشاري مي كرد و آمريكايي ها نتوانستند او را با خود همراه كنند،لاجرم به همكاري با انگليسي ها كشانده شدند و درانديشه برانداختن او از قدرت،كودتاي انگليسي – آمريكايي 28 مردادراپي ريزي كردند كه طي آن حكومت ملي از صحنه كنار رفت. اين بار محمد رضا شاه پهلوي با وابستگي هرچه بيش تر به بيگانگان،زمام امور كشور را در دست گرفت. شاه ايران پس از 28 مرداد تمام تلاش خويش را براي هماهنگي با آمريكا در پيش گرفت و براي اين كه اين وابستگي را پنهان كند، طي نمايشي عوام فريبانه خود را پيشاهنگ اصلاحات نويني در ايران نشان داد. در اين ميان امام خميني (ره) هدف هاي اصلي شاه را آشكارا فاش كرد و متعاقب مبارزه خود بر ضد لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه به عنوان گام اول اسلام ستيزي تدارک ديده شده بود،با قانون كاپيتولاسيون نيز به مبارزه پرداخت. در چنين شرايطي در 15 خرداد 1342 امام خميني،دستگير و زنداني شد و قيام مردمي روز 15 خرداد توسط حاكمان به خاک و خون كشيده شد. با موضع صريح امام برضد كاپيتولاسيون،عوامل شاه ايشان را دستگير و به عتبات تبعيد كردند. امام از پا ننشست و از راه دور قيام هاي مردمي را رهبري نمود و سرانجام در 22 بهمن 1357 انقلاب اسلامي به رهبري ايشان پيروز و در 12 فروردين 1358 جمهوري اسلامي با راي مردم ايران تاسيس شد و امام خميني (ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران لقب گرفت.
|
|
مشخصات جغرافيايي
ايران كه هم اينك در سراسر جهان با نام جمهوري اسلامي ايران شناخته شده است با مساحت 1623780 كيلومتر مربع به عنوان هفدهمين كشور وسيع جهان به شمار مي آيد. كشور ايران داراي شكلي شبيه به متوازيالاضلاع ناموزون است و طول يك قطر آن، از آرارات در شمال غربي كشور به خليج گواتر در جنوب شرقي به وسعت 2250 كيلومتر و طول قطر ديگر آن از خرم شهر در ساحل خليج فارس به سرخس در شمال شرقي 1400 كيلومتر است. در نتيجه، دو استان آذربايجان در شمال غربي ايران و سيستان و بلوچستان در منتهياليه جنوب شرقي كشور، نسبت به يك ديگر و هم چنين نسبت به تهران – پايتخت كشور – از ساير استان ها دورتر هستند. شكل جغرافيايي و وسعت خاك كشور از قرن هشتم پيش از ميلاد، يعني زمان حكومت مادها كه اولين سلسله آريايي را تشكيل دادند تا حدود يك قرن پيش همواره متغير بوده است. ايران امروز، با وسعت 1623780 كيلومتر مربع معادل 27/1 وسعت قاره آسيا و نزديك به 90/1 خشكيهاي جهان است. خاك ايران به تنهايي، بيش تر از مجموع مساحت شش كشور اروپايي آلمان، فرانسه، انگلستان، ايتاليا، هلند، بلژيك است. جنوبيترين نقطه اين سرزمين بندر «گواتر» و شماليترين نقطه آن «دامنه آرارات» است. شرقيترين ناحيه ايران «كوهك» در مرز پاكستان و غربيترينآبادي آن «بازرگان» در مرز تركيه قرار دارد. اختلاف ساعت ميان شرقيترين و غربيترين نقاط مرزي ايران حدود يك ساعت و هجده دقيقه است. مرزهاي كشور ايران را مي توان به دو دسته مرزهاي طبيعي و مرزهاي سياسي تقسيم كرد. موقعيت عمومي و جغرافيايي فلات ايران كه در جنوب غربي آسيا به صورت پلي ميان سه قاره آسيا، افريقا و اروپا واقع شده است، به نحو بارزي در اوضاع سياسي و نوسانات مرزي آن مؤثر بوده است و اغلب در معرض تهاجم اقوام مختلف قرار گرفته و گاهي هم بيگانگان مدتي بر آن تسلط يافتهاند. مرز هاي طبيعي فلات ايران در شمال, جلگه ماورءالنهر و درياي خزر و جلگه كورا، در مغرب جلگه بينالنهرين، در جنوب شرقي و مشرق رود سند و در جنوب خليج فارس و درياي عمان و جزاير آن است. كشور ايران بيش از 6000 كيلومتر با كشورهاي پاكستان، افغانستان، تركمنستان، جمهوري آذربايجان، ارمنستان، تركيه و عراق مرز خشكي مشترك دارد اگر كنارههاي خليج فارس و درياي عمان و مازندران را به آن اضافه كنيم، طول مرزي ايران به حدود 8700 كيلومتر ميرسد. طول مرزهاي كشور جمهوري اسلامي ايران و عراق در مقايسه با مرزهاي ايران با ديگر كشورهاي همسايه در مقام اول است. كوتاهترين مرزهاي ايران در ميان كشورهاي مجاور، مرز ايران و ارمنستان است ايران از سوي شمال با كشورهاي تركمنستان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان هم مرز است و خط مرزي ايران و جمهوريهاي شوروي سابق را قسمتي از مرزهاي آبي درياي خزر و مرزهاي رودخانهاي تشكيل ميدهد, جمعاً حدود 2643 كيلومتر است. ايران از سمت شرق با كشور افغانستان و پاكستان هم مرز است. طول خط مرزي ايران و پاكستان در حدود 987 كيلومتر است. همسايه غربي ايران, كشورهاي عراق و تركيه هستند كه مرز ايران و تركيه در حدود 486 كيلومتر است. پس از جنگ جهاني اول و با تشكيل دولت جديد تركيه، ايران در غرب با اين كشور همسايه و هم مرز شد. ديگر همسايه غربي ايران, كشورعراق است كه خط مرزي ايران و عراق در واقع همان مرز قديمي ايران عثماني است كه در جنوب از تقسيمگاه آب اروندرود آغاز ميشود و پس از گذشتن از ارتفاعات ايلام به قصر شيرين از بخش كم ارتفاعي گذشته، به كوه دالامپير, نقطه مرزي ايران, عراق و تركيه ميرسد. طول اين مرز در حدود 1609 كيلومتر است. مرزهاي آبي جنوب ايرانن كه در واقع خليج فارس و درياي عمان هستند, در جنوب بهترين و مطمئنترين موقع سياسي را براي مرزهاي جنوبي ايران فراهم ساخته است. خط ساحلي جنوب به طول 1880 كيلومتر شامل كرانههاي شمالي درياي عمان و تمام كرانههاي شمالي خليج فارس و بخشي از اروندرود كه از مصب آن تا دهانه نهرخين و نيز تقسيمگاه آب شط (تالوگ)، مرز ايران و عراق است. ايران بر اساس آخرين سرشماري که در سال 1375 انجام شده بيش از 60055484 نفر جمعيت دارد كه 3/38 درصد آن در نقاط روستايي و 3/61 درصد آن در نقاط شهري سكونت داشته اند. باقي جمعيت يعني حدود 4/0 درصد آن جمعيت غير ساکن و عشاير بوده اند. براساس آخرين تقسيمات كشوري جمهوري اسلامي ايران، داراي 30 استان و .... شهرستان بوده است. ايران از جمله مناطق خشک و نيمه خشک جهان به شمار مي آيد واز نظر آب و هوا به اقليم خشک و اقليم معتدل تقسيم مي شود. حدود 55 درصد سطح ايران را كوه فرا گرفته و 45 درصد آن را جلگه ها، دشت هاي پهناور، درياچه ها،هامون ها و نمك زارهاي متعدد در بر گرفته است.
نقشه های گوناگون از نقاط مختلف ایران زمین
|
تمامی مطالب فوق از سایت مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران انتخاب شده است.
نوشته شده توسط
رامین | موضوع:
|
لینک ثابت |